سخن مگوی که من ساکن سکوت استم

اشارت لب و چشم و قباغ کافی است

به طعنه گفته ای با دیگری چنین و چنان

از این شراب شما یک ایاغ کافی است


شما به لطف مرا خام دیگران کردی

سلام باد شما را که کرده ای یادم

مرا چنین و چنان گفتنت چنان آمد

که کر نمود فلک را غریو فریادم


نه کز غموم سب و لعن، بلکه من شادم

که یار کرده مرا یاد با دو صد دشنام

اگر که وقت نمودی دوباره یادم کن

بدین که کرده ای حالا، بدین کلام و پیام


21 حمل 1390

کابل - افغانستان