پیشلرزههای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده
پیشلرزههای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده
در هفتهها و روزهای اخیر شاهد تغییر و تحول عمده در سیاستها و پالیسی دولت کابل و حامیان بیرونی آن بودیم که میتوان عمدهترین آنها را چنین برشمرد:
- اذعان قوماندان نیروهای انگلیسی مستقر در افغانستان مبنی بر شکست جنگ با طالبان و القاعده (تروریسم) و رد چنین برداشتی از طرف قوماندان آمریکایی مستقر در افغانستان.
- اذعان حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان مبنی بر درخواست مکرر از برخی کشورها و حلقات خارجی از جمله عربستان سعودی به حیث میانجیگیری میان دولت کابل و گروه طالبان و تلاشهای صورت گرفته در این راستا.
- زمزمه تشکیل گروههای شبه نظامی بنام "اربکی" در کنار اردوی ملی در 22 ولایت کشور بخصوص ولایات شرقی و جنوبی با حمایت برخی از کشورهای خارجی و تعهد تمویل مالی پروسه مذکور از طرف آن کشورها.
- تغییرات در هرم برخی وزارتخانهها از جمله وزارت داخله، معارف، زراعت، آبیاری و مالداری، مهاجرین و عود کنندگان، وزیر دولت در امور پارلمان، و ریاست عمومی اداره امور شورای وزیران.
تغییرات و تحولات مذکور در حال صورت میگیرد که تا انتخابات ریاست جمهوری سال آینده زمان چندانی باقی نمانده است. هر چند هر دولت حق دارد بنا به مصالح و منافع ملی خویش و با توجه به شرایط کاری و تخصصی افراد تغییراتی در ریاست وزارتخانهها و مسؤولان خویش انجام دهد اما با توجه به زمان اندکی که تا دور دوم انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، تغییرات و تحولات کنونی بیشتر سیاسی به نظر میرسد تا کاری و بر اساس مصالح عالی ملی.
عملکرد ضعیف بیشتر وزراء در مسؤولیت خویش و نهادینه شدن بروکراسی و فساد اداری در لایههای اصلی و کلیدی دولتمردان و فقدان برنامه و پلان منسجم و کارای انکشاف امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دولت کنونی و انجام عملیات خود سرانه نیروهای خارجی و کشتن افراد ملکی زمینه بی اعتمادی مردم را نسبت به دولت کنونی فراهم نموده است.
رئیس جمهور و تیم مشاورانش به این نتیجه رسیده اند که با وضعیت موجود پیروزی حامد کرزی ( یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری سال آینده) در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری کاری بس دشوار و مشکل است. این امر با توجه به مشکلات و چالشهای موجود در روابط میان دولت که بیشتر افراد مهم و کلیدی آن از یک تبار نمایندگی میکنند؛ با سایر اقوام مبرهن و روشن است. لذا جناب آقای کرزی در آخرین ماههای پایانی عمر ریاست جمهوری خویش دست به یک انتحار سیاسی یا یک برد سیاسی و تاریخی زده است.
انتحار سیاسی
آقای کرزی با راه انداختن چندین پروسه (مذاکره با طالبان، تشکیل شبه نظامیان موسوم به "اربکی"، جابجایی و حذف برخی از وزرا و توجه نداشتن به پروسه وحدت ملی و تعمیق شکاف جناحی) راه را برای یک انتحار سیاسی فراهم نموده است.
چرا انتحار؟
مذاکره مخفیانه چندین ساله با طالبان و آشکار شدن آن در این اواخر به منزله به رسمیت شناختن گروه طالبان بحیث یک گروه اپوزیسیون میباشد که این امر زمینه قدرت گیری بیشتر آنان را در مناطق جنوب و و جنوب شرق بیش از پیش مهیا و فراهم خواهد کرد. طبیعی است هر مقدار که طالبان قدرتمند شوند، دولت مرکزی به همان پیمانه تضعیف خواهد شد که این امر نه به نفع دولت کنونی است و نه به نفع کشورهای خارجی که مدعی مبارزه با تروریزم و افراط گرایی هستند و تحت این عنوان به افغانستان لشکر کشی کرده اند.
از سوی دیگر تشکیل گروههای شبه نظامی در عرض اردوی ملی زمینهساز بسیاری از چالشهای که مردم افغانستان چند سالی است که از شر آن نجات یافتهاند، خواهد شد و این امر باعث کشیدگیهای قومی، منطقهای و مذهبی را بیش از پیش فراهم خواهد نمود.
حذف برخی از وزراء مربوط به یک جریان و یک تبار و گماشتن برخی از آنان در سمتهای تنزیل یافته دیگر و برتری بخشیدن به افراد وابسته به جریان و تبار دیگر بستر منازعه دوامدار دیگری را خواهد گستراند که این امر نیز به نفع آقای کرزی و تیم حاکم وی نمیباشد و زمینه افت محبوبیت و سلب اعتماد از وی را بیش از پیش فراهم خواهد کرد.
علاوه بر این، برخی از صاحب نفوذان اطراف پرزیدنت کرزی که در این تغییر و تحول تنزیل مقام داده شدهاند و چندین پست کلیدی را از دست داده اند بیکار نخواهند نشست و شاید در انتخابات سال آینده یکی از رقیبان سرسخت حامد کرزی در میان تبار پشتون تبارز نمایند.
برد سیاسی
آقای کرزی شاید روی دیگر سکه را مد نظر داشته باشد که عبارت است از برد سیاسی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری. تمام تغییرات و تحولات اخیر با ایده کسب اعتماد عمومی به خصوص نواحی پشتون نشین جنوب و جنوب شرق و حمایت گروههای مختلف تبار پشتون اعم از طالبان، حزب اسلامی حکمتیار و سایر گروهها از شخص رئیس جمهور در زمان رأی گیری ریاست جمهوری طراحی گردیده است.
هرچند این ایده ممکن است در مذاکرات پنهانی با طالبان حاصل شده باشد که در زمان انتخابات مناطق جنوبی و جنوب شرقی از امنیت نسبی برخوردار باشند و آراء جنوب و جنوب شرق به نفع آقای کرزی به صندوقها ریخته شوند؛ اما واقعیت این است که سران طالبان و حامیان خارجی آن به خصوص سازمان استخبارات پاکستان خواستار موفقیت کرزی در دور دوم ریاست جمهوری نیست.
تا زمان که خط دیورند به عنوان مرز رسمی شناخته نشود و منافع پاکستان در این موضوع تأمین نگردد، دخالت پاکستان در امور افغانستان با هدف تضعیف دولت مرکزی صورت خواهد گرفت. از طرف دیگر سیاست چندگانه کشورهای ذیدخل از جمله انگلیس و آمریکا که هم مدعی مبارزه با تروریزم اند و هم از طالبان به صورت آشکار و پنهان حمایت میکنند، به نفع آقای کرزی نمیباشد که در این صورت مهرههای دیگری توسط این کشورها جایگزین کرزی خواهد گردید.
عملکرد ضعیف هفت ساله آقای کرزی و وزراء کابینه وی، تداوم تبعیض ستم ملی بر سایر اقوام و گروهها و توجه اندک به مشکلات مناطق مرکزی و شمالی زمینه بی اعتمادی سایر اقوام را نسبت به تیم کرزی فراهم کرده است. که چنین نارضایتی از تبعیض آشکار بین مناطق جنوب و جنوب شرق با سایر مناطق در رأی گیری آینده تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.
یقینا رأی مردم هزاره، تاجیک و ازبک و... به کاندیداتوران خود نه از روی لیاقت و تخصص آنها میباشد که در واقع اعتراض به وضعیت موجود و فساد گسترده اداری و حاکمیت ستم و تبعیض مزمن سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که بر آنان به جرم اتنیکی و مذهبی تحمیل می گردد و اکثر وزراء این مردم در کابینه دولت تنها به منافع فردی خویش میاندیشند تا منافع ملی و مردم خود.
یقینا وحدت ملی با امتیاز دادن به عدهای و مورد بایکوت و ستم قرار دادن عده دیگر حاصل نخواهد شد. وحدت ملی با تهاجم به فرهنگ، زبان و عنعنات ملی بخشی از کشور به بهانه تحکیم وحدت ملی فراهم نخواهد شد. وحدت ملی با دیکته سیاست مداران که اصلا به آن اعتقاد ندارند، محقق شدنی نیست.
نتیجه
تغییر و تحولات اخیر، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور را شتابان به سمت سوق میدهد که ممکن است به از هم پاشیدگی وضعیت کنونی و حاکمیت انارشیسم منجر گردد. از سوی دیگر کشورهای که در افغانستان نیروی نظامی دارند، درصدد پیدا کردن راه آبرومندانه برای خارج شدن از این کشور میباشند. بر همگان هویدا است که تغییر و تحول اخیر در کابینه دولت نه برای خدمت رسانی بهتر و بیشتر به مردم مظلوم افغانستان است بلکه در راستای حفظ موقعیت کنونی و کسب رأی مردم در انتخابات آینده میباشد.
اما از وراء این تغییر و تحول می توان عدم موفقیت پلان مورد نظر را به خوبی مشاهده کرد و انجام کارهای مذکور به انتحار سیاسی بیشتر شباهت دارد تا موفقیت سیاسی در موقف کنونی. بهتر است آقای کرزی وحدت ملی را مد نظر قرار داده و چنین شتابان سایر گروههای سیاسی و قومی را نادیده نینگارد که فردا بسیار دیر خواهد بود و غیر قابل تدارک و جبران.
بر گرفته شده از سایت غرجستان