خداوندا دلم زار و غریب است

عزیزان دور و دوریها قریب است

نمی دانم دلم را چاره اش چیست

که دردش را نه درمان و طبیب است

***

طبیبا بر دلم یک کوه درد است

نگاه دلبرم بی مهر و سرد است

بیا و قبض روحم کن خدا جان

که مرگم آخرین درمان درد است

***

دلم کوتو نموده از غریبی

بنالم از غم و از بد نصیبی

نمی دانم چرا یارم نیامد

چرا دردم نمی داند طبیبی




کوتو یا کوتیو = اصطلاح هزارگی برای غمگین بودن، اندوهگین بودن